اوا خانمی
کودکی تو 
قالب وبلاگ

عید93

 

 

مشهد

 

 

خونه دوست بابایی

تو مشهد

 

[ جمعه ۱٤ آذر ۱۳٩۳ ] [ ۱۱:٢٤ ‎ب.ظ ] [ من ]

 

 

 

 

 

روزای قشنگ دماوند

توی گرمایی تابستون

 

 

[ جمعه ۱٤ آذر ۱۳٩۳ ] [ ۱۱:۱٥ ‎ب.ظ ] [ من ]

سلام

روزا میگذره تمام این خاطرات قشنگ با توتو کنج دلم ثبت میشه

دلم میخواد میتونستم زمان رو نگهدارم و همیشه تو این لحظات زیبا زندانی باشیم

ولی حیف که زمان در گذره و روزایی که میره رو دیگه نمیتونم برگردونم

عزیزم عشقم دوست داشتن تو جزو وجودمه

مرورو خاطرات اول تولد سال 93

 

 

 

 

مدرسه تو عوض کردم خیلی راضی هستیم هم من هم تو و هم پونه

 

l

[ جمعه ۱٤ آذر ۱۳٩۳ ] [ ۱۱:٠٢ ‎ب.ظ ] [ من ]

به نام خدا سلام شروع میکنم دوباره با یاد خدا

 

اوا جونم کلاس اول ومشغول یادگیری حروف الفبا

 

 

 

 

[ یکشنبه ٢٤ آذر ۱۳٩٢ ] [ ۱٢:۱۱ ‎ق.ظ ] [ من ]

سلام سلام قلبماچ

به همه کودکان ایران زمین

قلبروز کودک مبارکتون باشه قلب

همینطور به اوای نازنیم هم روز کودک تبریک میگم هم

روز تولدشو

ماچعزیزم روز تولدت مبارک ماچ

اوای نازنینم امیدوارم عمری طولانی و با عزت داشته باشی

عزیزم همیشه سلامت وتندرست باشی به همه ارزوهای خوبت برسی

عزیزم امیددارم دختر پاک صادقی باشی دلی که تو داری کسی نداره

امیدوارم دل ساده تو هیچ کس نشکنه عزیزم...

امین.

بقیه شوتو دلم گفتم من میدونم و خدای خوبم تو رو به اون سپردم گل قشنگم

اوا جون امسال پیش دبستانی میره وخیلی خوشحال برعکس گذشته

سر ساعت 9 هر جا باشیم خواب میره

وصبح ساعت 6 بیداره خدا پدر این مدرسه ها رو بیامرزه واقعا چیز خوبیه ...

عزیزم برام خیلی سخت بود ندیدنت ولی الان میتونم بگم عادت کردم

گلم میبوسمت

و دوستت دارم

عکسهای روز اول مدرسه

تو مدرسه یه تولد ساده برات گرفتم امسال به خاطر عموی پونه که به تازگی

تصادف کرده وفوت شده (یه جوون سی ساله که دوقلو8 ماه داره ارام و امیرعلی )

تولد نگرفتم

این عکس کیکی که انتخاب کردم واونم کیکی که برام پختن

چاره ای نیست باید تحمل کنیم

شاید کمی تو رنگ شبیه باشه

 

اواشون تو تابستون یه نمایشگاه دسته جمعی داشتند این هم عکس نقاشی دختر گلم

معلم نازنینش

دوستت دارم عزیزم 

[ سه‌شنبه ۱۸ مهر ۱۳٩۱ ] [ ۱۱:٥٢ ‎ق.ظ ] [ من ]

سلام برای بار دوم مینویسم اصلا شانس نوشتنم خوب نیست یک ساعته مینویسم همش پرید مگه از وورد هم ممکنه بپره

از حرفهای معمولی بگذرم اوا کلی واسه خودش خانمی شده دندونش افتاده البته یکی از دو تا دندونایی که شل شده بودند اون یکی پشتش دندون دراومده و فکر نکنم حالا حالا بیافتند

دوره مقدماتی موسیقی رو گذروندن و ساز انتخابی اوا جون تنبک و سنتور تو تابستان دوره تنبک گذرونده و البته هنوز کلی مونده ولی نسبت به سنشون خیلی خوب یاد گرفتن

این سری که دای مجید سمنان کنسرت داشت(استاد مجید درخشانی)از برکت حضور دایی عزیزم بچه ها هم کلی تمرین کردن مدام در حال زدن تنبک و یا پیانو بودن و ما هم کلی از صدای دلنشین تار دایی عزیزم لذت بردیم

کلاس باله هم میرفتن که دیگه اخرای ماه رمضون واقعا بریدم عوض اینکه اونا خسته بشن من خسته شدم وتا پاییز نمیببرمشون بعد پاییز انشالله

تو پاییز هم تصمیم دارم به امید خدا اوا جونو ببرم کلاس سنتور در کنارتنبک

راستی ا وا امسال میره پیش دبستانی لباساشو هفته قبل گرفتم و اخر این ماه براش قراره با خاله افسانش بریم خرید مدرسه

تو تابستوهفته ای سه روزکلاس زبان هم میرفتند درکنارش کلاس نقاش هم داشتن 14 این ماه یه نمایشگاه دارند که کاراشونو لمینت کردن و بعد نمایشگاه قراره به خودشش به عنوان یادگاری بدند

این عکس هم مربوط به افطاری خونه مامانا تو ماه رمضون امساله واوا و پونه در کنار نوه های عموم

یک زمانی ماماناشون با هم همبازی بودن .. پیر شدیم

 

 

اینجا هم مربوط به روز بعد عید فطره که باخاله هام ودختر خالهام عشق جون اوا خاله افسان رفته بودیم شهمیرزاد

جاتون خالی خیل خوش گذشت

 

 

میگن چرا بچه ها کارای بد میکنند اینم از بد اموزی های بابای پونه

 

تابعد

 

 

[ جمعه ۱٠ شهریور ۱۳٩۱ ] [ ۱٠:٠٧ ‎ب.ظ ] [ من ]
[ جمعه ۱٠ شهریور ۱۳٩۱ ] [ ۸:٥٧ ‎ب.ظ ] [ من ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By sibtheme :.

درباره وبلاگ

تو بزرگترین هدیه از طرف خدای خوبم هستی همه زندگی ما دوستت داریم یه ارزو یی دارم که می دونم محاله بهش برسم اونم دیدن بابام است که به علت سرطان از دنیا رفته و نتونست نوه هاشو ببینه پونه خواهرزاده من 15 روز واوا دخترم 5 ماه بعد از فوت بابام بدنیا اومدن سال85 شعر قبر پدرم وعکس منو همسرم واوا رو در تصویر وبلاگ مشاهده میکنیدبرای همه ارزو خوشبختی دارم امید دارم به اینده روشن.
نويسندگان
لینک دوستان
صفحات اختصاصی
موضوعات وب
 
امکانات وب