اوا خانمی
کودکی تو 
قالب وبلاگ

سلام

 

باز مامانیت تنبل خانم شد  اگر چه مقصر خودتی شیطونک من

مامانی من اوای گلم بی نهایت مهربونه دل نازک

 پونه همیشه موهاتو می کشه پر پرت می کنه

 اما تو دلت نمی یاد حتی الکی او نو بزنی اگه کسی ادای گریه کردن را در بیاره تو فوری گریه می کنی  

نمی دونم به خاطر همین بود که تا زمانی که تو توشکمم بودی نمی تونستم برای بابام گریه کنم

انگار یکی محکم اشکام نگه داشته بود که پایین نیاد

اما نمی دونم ته دلم کمی نگرانتم عزیزم

دیوز خونه مامان اینا یه دفعه مامان دوتا ظرف دسته دار بزرگ که توش پر ترشی بود اورد  گذاشت  کنارت

گفت اوا اوا جون بیا  بعد دیدم همه می خندن

نگو خانم باز هنر نماییت گل کرد

 اخه وقتی که من بیرون بودم  تو  توی اشپزخونه این دو تا را ور داشته بودی راه افتاده بودی 

بازحمت زیاد از این ور به اون ور بردی  و قیافه خنده داری پیدا کرده وهمه رو به خنده انداخته بودی

پونه که نتونست حریف یکیشون بشه من تعجبم تو چه جوری بلندشون میکنی

بی خود نیست که اینقدر  بابایی بهت میگه رضا زاده من

نگو تو وبابایت موقع بازی تمرین هم می کنید

 بلا گرفته ها

این عکس مربوط به زمانی که هنوز نمی تونستی بشینی

 

 

 

 

[ پنجشنبه ۱۳ دی ۱۳۸٦ ] [ ٢:٢٢ ‎ق.ظ ] [ مامان لاله ]
.: Weblog Themes By sibtheme :.

درباره وبلاگ

تو بزرگترین هدیه از طرف خدای خوبم هستی همه زندگی ما دوستت داریم یه ارزو یی دارم که می دونم محاله بهش برسم اونم دیدن بابام است که به علت سرطان از دنیا رفته و نتونست نوه هاشو ببینه پونه خواهرزاده من 15 روز واوا دخترم 5 ماه بعد از فوت بابام بدنیا اومدن سال85 شعر قبر پدرم وعکس منو همسرم واوا رو در تصویر وبلاگ مشاهده میکنیدبرای همه ارزو خوشبختی دارم امید دارم به اینده روشن.
نويسندگان
لینک دوستان
صفحات اختصاصی
موضوعات وب
 
امکانات وب