اوا خانمی
کودکی تو 
قالب وبلاگ

سلام

 

نمی دونم برات چی بنویسم یه چیز که تازه باشه

 الان که  خوابیدی

من هم بعد از یه مدت طولانی دوباره اومدم یه سر اینترنت

تو خیلی اذیت می کنی از همه جا بالا می ری همه چیز ها رو می خوای امتحان کنی بچشی بخوری

خیلی هم ناز میکنی

دختر بانمکی هستی دوست داری مدام برای من خودتو لوس کنی

اگه جایی برم و بر گردم وقتی من و می بینی می یای بغلم

 و دستاتو دور شونم می اندازه می گی مامان مامان  

بوسم میکنی  نازم می کنی  وتا کی پایین نمی یای

خیلی تقلید می کنی مثلا به فاطی می گی مامان چون پونه بهش میگه مامان تو هم اونو مامان می دونی

البته بگم خوب می فهمی که مامان نیست اما برای اینکه اونم امادگی لوس کردنت و داره بهش می گی مامان تا هم از پونه کم نیاری هم خاله قربونت بره

هر چند که همشون مدام قربون صدقه ات می رند ولی خوب بلا خانم من متعجبم این چیزا رو از کجا می فهمی

هر چیزی که کسی بخواد براش می یاری بدون اینکه به تو گفته باشه در کمال تعجب باید بگم یه حرفایی رو متوجه می شی که تا الان فکر می کردم نمی فهمی

یه چشمه از اون زرنگ بازی تو دیدم !!!

عاشق اب بازی  خوردن  پارک رفتن  با توب بازی کردن و... همه کارهایی که اکثر بچه ها می کنن

تو مسافرتمون به کردستان و تبریز اون قدر شیطونی کردی که حد نداره

 ایمان( پسر امیر دوست علی) رو بیچاره کردی رو بالش من نخواب رو بالش خودت هم نخواب

این مال منه دست نزن

با اسبا ب بازی هام و اسباب بازی هات بازی نکن

همه چیزو صاحب می شدی و باهم مدام دعوا داشتی اون سریع کوتاه می امد 

 اما تو البته بی نهایت مهربون هستی فوری تا بگم گناه داره نی نی گریه میکنه یا نداره قبول میکنی

به پشت صندلی راننده هیچ کس حق نداره دست بزنه حتی امیر

چرا

چون باباجونت اونجا نشسته هر کس دست میذاشت فوری گریه می کردی و با با می کردی

 البته اکثر مواقع گریه بدون اشک این کوتاه نمی اومدی

 

امروز خاله فاطی امتحان داشت 

مامانی  و پونه اینجا بودن تو حیاط اب بازی کردین خیلی خودتوخسته کردی و وقتی اونا رفتن همش می گفتی نه نه چون نذاشتم که تو هم بری

هر کار می کنم نمی تونی بگی بله

الان هم که از خواب پاشدی بغلم نیومدی تو تختت نخوابیدی رو تخت ماهم همینطور همش می گفتی نه نه

این و می خوای نه اب می خوای نه شیر می خوای نه می خوابی نه عروسک می خوای نه

خلاصه الا ن جلوی تلویزیون خوابیدی و داری شیر می خوری و زی زی گولو می بینی

فعلا

 

[ سه‌شنبه ٢۸ خرداد ۱۳۸٧ ] [ ٤:٤٩ ‎ب.ظ ] [ مامان لاله ]
.: Weblog Themes By sibtheme :.

درباره وبلاگ

تو بزرگترین هدیه از طرف خدای خوبم هستی همه زندگی ما دوستت داریم یه ارزو یی دارم که می دونم محاله بهش برسم اونم دیدن بابام است که به علت سرطان از دنیا رفته و نتونست نوه هاشو ببینه پونه خواهرزاده من 15 روز واوا دخترم 5 ماه بعد از فوت بابام بدنیا اومدن سال85 شعر قبر پدرم وعکس منو همسرم واوا رو در تصویر وبلاگ مشاهده میکنیدبرای همه ارزو خوشبختی دارم امید دارم به اینده روشن.
نويسندگان
لینک دوستان
صفحات اختصاصی
موضوعات وب
 
امکانات وب