اوا خانمی
کودکی تو 
قالب وبلاگ

سلام

 

 

img_3703

 

 

شیطونی های اواجونم روز به روز بیشتر میشه و کارایی که انجام میده

 واقعا من و به حیرت می اندازه !!!!

احتما لا همه مادرا اینقدر از کارای بچه هاشون ذوق میکنند

 یا شاید هم فقط منو بابایش این قدر ندید بدیدیم.

 

 

 

img_3918

 

 

 

یه ماه پیش ( فکر کنم حالا یه 3 ماهی بشه) یه شب اوا موقع خوابیدن

پایین دلش سمت راست رو محکم نگه داشت

شروع به جیغ داد کرد  

 :درد داره     منو باباش فکر کردیم به خاطر مساله خوابیدنه

و میخواد نخوابه که این جوری ادا میریزه کلی بابایی مجبور شد نازبکشه

 اونو  دورخونه بگردونه تا رضایت به  خوابیدن بده

 این مساله 3 روز بعد اون جریان و  یک  باردیگه، که من نبودم

 و خالا  امروزدوباره اتفاق افتاد

 و من مجبور شدم ببرمش دکتر ؟؟؟!!!!

 تاکید اکید بابایی بچم نباید دکتری بشه؟

خداروشکر فقط به خاطر رژیم غذایی بدیه که اوا خانم به خاطر لاغری

و به هم نخوردن هیکلش تصمیم به اجرای اون گرفته

شیر  شیر شیر

بعد هم نخوردن موادی که در ان کمی تاقسمتی ترشی داشته باشه

از کیوی تا  ...

ویبوست

اما

بخیر گذشت

 

 img_3062

 

 

ماشین خوشگلی که  تو خونه ما بود  تبدیل شده به یه تخته وایت برد

 که کاملا با دیوارها و مبل ها مون  هماهنگه

وگاهی وقتها  یعنی اکثر مواقع  کنار میز ناهار خوری پارکه

تا اوا جون بتونه از همه وسایل موجود روی  اون  مثل  لب تاب 

 یا پرینت یا دوربین و گاهی قیچی واتو ...

 که از دست اوا خانم در امان مانده بود نهایت استفاده رو ببره

گاهی هم به عنوان یه کشتی  که اوا با کنترل به صورت ایستاده

اونو هدایت میکنه یا  یه دوچرخه  .  ..بماند

 

 

وجیغ جیغ وشدن اوا 

  احتما لا داره تمرین اپرا یا یه مدل خوندن جدیدو می کنه

که نهایت انرژیشو به کار میگیره

 

img_3897

 

جدیدا اوا خانم سعی میکنه تمام سعی شو بکنه و

 مارو برای خوابیدن وبیدارشدنمون در ساعت هایی به سلیقه خودش کنترل کنه

ما تا نخوابیم وخوابمون نبره اون تصمیم به خوابیدن نمیگیره

 وصبح سعی میکنه  همراه با اذان صبح حتما حتما ما رو بیدارکنه

هر چند که منم سعی میکنم توروز جبران کنم اما اون در هر شرایطی با خیال راحت می خوابه

مثل الان که توراه از خونه مامانا تا خونه خودمون خواب رفته

 

 گفته بودم که افتخار دادم به گلم و اسمشو روی فروشگام گذاشتم  

البته فکر نکنید منظورم شوهر گلمه بلکه منظورم اوای گلمه  گفتم اشتباه متوجه نشید

اماکن تازگی ها به اونجا یه سر زده البته برای بار...؟

و لطف کردن چند تا یادگاری از جمله تگ یا همون پیکسل  ،برای خودشون برداشتن

اما از تگ ها بگم که شامل   باربی  سیندرلا  سفید برفی و کلی عکس خواننده هنرپیشه ؟؟!!!

نمی دونم این چه مدله تا حالا که به هرکی گفتم باورش نشده

اینم چند تا عکس از اونجا

 untitled-1

 

 

:مامان منو ابری اوشوری

 موقعی که در حمام باز میشه یا من چند لحظه اونجا کاردارم

مثل یه نوار تکرارمیشه 

 

 

تازگی ها باز جای اوا و پونه عوض شده با یه حرکت یه نگاه یه اه خالی

 پونه ازجاش تکون نمیخوره تا اوا اجازه نده دست به چیزی نمیزنه

 

بغض میکنه خودشو ناراحت نشون میده ..

.خلاصه هرچی اوا بگه   ،رییس اواشده

 اینم نتیجه تمرینات بابا علی در مورد برخورد  با پونه!!!!

 

img_3337

 

 img_3342

 

 

مسیر ها رو به خوبی بلده از هر طرف مثلا خونه علی شون بریم

فوری میگه عزیز میریم

یا دورو ور خونه مامانم  یا جای پارک ها رو

یا سمت فروشگاه من

اما اگه یه خیابون بالا پایین بری سری شاکی میشه  عوضیه

 

 img_2167

 

 

img_2168

 

چند تا شعر و کامل یاد گرفته مثل

 مثل

پیشی پیشی ملوسم

 یه توب دارم

 ترنم قشنگه

توپولوام توپو لو لپام مثل دو هلو

 

تاب تاب عباسی

هر وقت هم میخواد بره تاب بازی میگه: تاب تاب اباسی بغل بابا بندازی

 

 

دست به تقلیدشم  حرف نداره

 

 img_1905

img_3193

 

 

 

مدام در حال پرسدن  این جمله که

:مامانی منو دوست داری

اینو دوست نداری

 

منو دوست داری

 

منظور از اینو از در دیوار لوستر عروسک ....زمین و زمان

 

و فقط فقط منو دوست داشته باش

 

 

یه روز موقع خواب که شیطونی هاش بی نهایت گل کرده بود

 هی ازم پرسید :منو دوست داری

 

 منم : اره اره  اره

 

 اوا :بابایی رو  دوست داری

مامان:اره

 اوا: منو دوست داری

مامان: نه چون نمی خوای بخوابی

اونم نه گذاشت نه برداشت

 تا باباش اومد 

اوا  : بابا مامان تو رو دوست نداره!!!!

 

راستی

میشه این خانم رو دوست نداشت

 

 

img_3932

 

!img_3d929

 

 

 

 

[ شنبه ۱٥ فروردین ۱۳۸۸ ] [ ٥:٠٠ ‎ب.ظ ] [ مامان لاله ]
.: Weblog Themes By sibtheme :.

درباره وبلاگ

تو بزرگترین هدیه از طرف خدای خوبم هستی همه زندگی ما دوستت داریم یه ارزو یی دارم که می دونم محاله بهش برسم اونم دیدن بابام است که به علت سرطان از دنیا رفته و نتونست نوه هاشو ببینه پونه خواهرزاده من 15 روز واوا دخترم 5 ماه بعد از فوت بابام بدنیا اومدن سال85 شعر قبر پدرم وعکس منو همسرم واوا رو در تصویر وبلاگ مشاهده میکنیدبرای همه ارزو خوشبختی دارم امید دارم به اینده روشن.
نويسندگان
لینک دوستان
صفحات اختصاصی
موضوعات وب
 
امکانات وب