اوا خانمی
کودکی تو 
قالب وبلاگ

 

 

 

 dsc05807

 

 p4250137

 

سلام

 

 بعد یه مدت طولانی بالاخره طلسم شکست ومن موفق

شدم مطلب جدیدبنویسم

عکسهای این دفعه همه توسط خاله افسانه  توایام عید گرفته شده

اول پونه که از اتاق مامانا (کار هر روز این دو تا)سر بیرون کرده 

خوب خیابون رو مراقبت میکنه

 

اوا خوب حرف افتاده وبسیار شیرین زبون شده

 

وقشنگ  امار کارهای ما  رو به همه اعلام میکنه

دیروزتو سال بابام تو ی این همه اشنا غریبه اعلام کرد

 به عزیزش: بابایی سرما خورده چون رفته حموم !

یا

مامان و بابا دعوا بازی کرد ن عزیزش هم گفته چرا بابا رو دعوا نکردی

نه گذاشته نه برداشته اعلام کرده بابایی گفته من می زارم میرم خونه مامانم

والله نمی دونم ازکجاش در اورده این همه دروغ

 ما دماغ .... شنیده بودیم اما دعوا بازی نه !تازه قهر کنه بره خونه عزیز؟؟!!!

 بعد هم اعلام کرده این لیوانای  برای ما ست ، اوردیم اینجا....

 

 خواهر شوهرم دیده داره ابرو ریزی می شه سریع منو صدا زد که ببرمش

اوا با گیر فراوون

بریم علی اقا واسه خودم ابه  بخریم  بیایم 

 نیست که اب یخچال تموم شده  تو خونه ما هم   اب پیدا نمیشه

 

وقتی دستشویی داره

اولش که دو ساعت پیچ پیچ میخوره با تهدید ج ی ش برابر با حموم

میره سمت دستشویی

بعد هم که راضی میشه سوال پشت سوال

:من چی خوردم ج ی ش دارم وووو

نه به این وقتهایی که به زور میره

نه به اون وقتها یی که از دستشویی در نمی یاد

هی اهنگ سعر و مسخره بازی

گیر شستن و نشستنش هم یه جور

:کشتی من و

:این قدر منو نشور

:این قدر منو نشور

با دوتا دست باز کرده!!؟؟

 

من :چشم

نیم ساعت بعد

 

: مامان تو رو خدا  بیا منو بشور ؟؟؟!!!!

 

والله ای خدا

 

 

 مدل خوابیدن ما هم عوض شده موقع خوابیدن من اواهستم  و اوا جونم مامان لاله...بابا علی.. ماماناووو

وبغلم می کنه بوسم میکنه:  عزیزم کجا بودی و کلی حرف

اون قدر حرف میزنه که سرم میره بعضی وقتها هم خوابم می بره  بیدار می شم می بینم اون بیچاره هم خوابیده

 

عاشق ماشین جدید بابایی

 مدام میگه با سانتیای  بابابریم

 

 

 

 

 

 

p4250138

 

 p4250073

 

 

اینجا هم اوا می خواد پفک بخوره!!!؟؟؟

 

p4250095

 

 

 

p4250023

 

p4250021

 

p4250036

 

 

 

 

img_4437

 

img_4448

img_4434

 

فعلا بای تا وقت کنم بقیه مطالب رو تایپ کنم

 

[ سه‌شنبه ٦ امرداد ۱۳۸۸ ] [ ٥:٠٢ ‎ب.ظ ] [ مامان لاله ]
.: Weblog Themes By sibtheme :.

درباره وبلاگ

تو بزرگترین هدیه از طرف خدای خوبم هستی همه زندگی ما دوستت داریم یه ارزو یی دارم که می دونم محاله بهش برسم اونم دیدن بابام است که به علت سرطان از دنیا رفته و نتونست نوه هاشو ببینه پونه خواهرزاده من 15 روز واوا دخترم 5 ماه بعد از فوت بابام بدنیا اومدن سال85 شعر قبر پدرم وعکس منو همسرم واوا رو در تصویر وبلاگ مشاهده میکنیدبرای همه ارزو خوشبختی دارم امید دارم به اینده روشن.
نويسندگان
لینک دوستان
صفحات اختصاصی
موضوعات وب
 
امکانات وب