شیطونک من

سلام

 

اواجونم

شیطون من

 الان روبروی من تو اتاقت داری شیطونی میکنی بابایی مریضه  وتو

تو شیطون نمی ذاری  تو اتاق خودش بخوابه  واسه همین اوموده تو اتاق تو

وتو هم داری الان رو سرو کولش بالا میری هر وقتی هم یادت می ره  می ری بازی میکنی ای بلا

الان خوابیدی پاهات رو رو در کمد گذاشتی هی بر می داری دوباره محکم میکوبی رو کمد ااالی  الیی

عزیز زنگ زده وتو هم به جای اینکه تلفن صحبت کنی هی تلفن و پرت میکنی زمین

اسباب بازی هاتو اوردی داری میریزی رو سر باباییت

اینم عکسهای اتاقت

 

   

 دیشب کلی با پونه خونه رو هم زدی اون همش موهاتو میکشه تو هیچ کار نمی کنی

فعلا باید برم چون باید تو رو حاضر کنم وباباییت هم باید ساعت ۱۰ یه سر بره بزنه

خداحافظ

/ 1 نظر / 38 بازدید
صبا

وای اتاقشو [ماچ][قلب][گل]