سلام برای بار دوم مینویسم اصلا شانس نوشتنم خوب نیست یک ساعته مینویسم همش پرید مگه از وورد هم ممکنه بپره

از حرفهای معمولی بگذرم اوا کلی واسه خودش خانمی شده دندونش افتاده البته یکی از دو تا دندونایی که شل شده بودند اون یکی پشتش دندون دراومده و فکر نکنم حالا حالا بیافتند

دوره مقدماتی موسیقی رو گذروندن و ساز انتخابی اوا جون تنبک و سنتور تو تابستان دوره تنبک گذرونده و البته هنوز کلی مونده ولی نسبت به سنشون خیلی خوب یاد گرفتن

این سری که دای مجید سمنان کنسرت داشت(استاد مجید درخشانی)از برکت حضور دایی عزیزم بچه ها هم کلی تمرین کردن مدام در حال زدن تنبک و یا پیانو بودن و ما هم کلی از صدای دلنشین تار دایی عزیزم لذت بردیم

کلاس باله هم میرفتن که دیگه اخرای ماه رمضون واقعا بریدم عوض اینکه اونا خسته بشن من خسته شدم وتا پاییز نمیببرمشون بعد پاییز انشالله

تو پاییز هم تصمیم دارم به امید خدا اوا جونو ببرم کلاس سنتور در کنارتنبک

راستی ا وا امسال میره پیش دبستانی لباساشو هفته قبل گرفتم و اخر این ماه براش قراره با خاله افسانش بریم خرید مدرسه

تو تابستوهفته ای سه روزکلاس زبان هم میرفتند درکنارش کلاس نقاش هم داشتن 14 این ماه یه نمایشگاه دارند که کاراشونو لمینت کردن و بعد نمایشگاه قراره به خودشش به عنوان یادگاری بدند

این عکس هم مربوط به افطاری خونه مامانا تو ماه رمضون امساله واوا و پونه در کنار نوه های عموم

یک زمانی ماماناشون با هم همبازی بودن .. پیر شدیم

 

 

اینجا هم مربوط به روز بعد عید فطره که باخاله هام ودختر خالهام عشق جون اوا خاله افسان رفته بودیم شهمیرزاد

جاتون خالی خیل خوش گذشت

 

 

میگن چرا بچه ها کارای بد میکنند اینم از بد اموزی های بابای پونه

 

تابعد

 

 

/ 4 نظر / 59 بازدید
سجاد

سلام . وب قنگ شما رو دیدم و لینک کردم خوشحال میشم منو بلینکونین [گل] با آرزوی سلامتی و موفقیت برای آواخانوم

رنگین کمان

سلام دوست خوبم؛ به وبلاگ ما بیاید و برای جشن های فرزندتون ایده های جالب و دیدنی بگیرید دختر نازت رو هم ببوس[قلب]

مانا و مانیا

سلام اومدیم بگیم که : روزت مبارک آواجونی. [قلب][ماچ][ماچ][قلب]